=============
صبح می آید نفس هایش پر از آواز عشق
با صدای دلنواز بلبل طناز عشق
چشم ها را میگشایم رو به باغ زندگی
برگ ریزان میشود در دفتر پر راز عشق
خش خش پاییز و گاه دلبری های نسیم
رقص برگ و شانه های قافیه پرداز عشق
خوشه های نور را بر پلک گل می پاشد و
می دود در التهاب کوچه ی آغاز عشق
شاخه ی پاییزم و لبریزم از افتادگی
کام دل می گیرم از گلبوسه ی طناز عشق
صبح می آید و من غرق نگاهش می شوم
مست در آغوش گرم و بوسه های ناز عشق
تا شمیم صبح می پیچید درون کوچه ها
شعر هایم می شود لبریز از ایجاز عشق
هر سپیده با طلوع آفتاب چشم تو
صبح من خوش میشود از نغمه های ساز عشق
#شاعر_مهناز_الله_وردی_میگونی

برچسب:
نویسنده: هیراد حکیمی