u200d u200d u200d مهر و بی مهری
============
و تو
چقدر تنها بود دلت
و سراسر خاموش
و من چقدر شلوغ بود درونم
پر از هیاهو ،،
وقتی رفتی
از پشت سر
شانه های افتاده ی کودکی را دیدم
که چه زود مرد شد
تنهایی ات را دیدم
و دلم گرفت ،،
نور چشمم !
دنیا همیشه همین است،
قلوه سنگ های زمخت و دردآورش را
به زیر چادر زندگی جای میدهد تا مبادا آرام بخوابی
و بوته تیغ های بیرحم اش
حریصانه منتظر قدم هایت
که فراتر نرود ،،
گویا
اندازه گلیم هر کس
در دفتر قسمت از ابتدا مشخص است
و به گمانم دست روزگار
کوتاهترینش را برای امثال «من و تو »میبافد
چقدر سعی کردم
چقدر سعی کردم
تو را بر ابر های نرم آرزو هایت بخوابانم
و از خوشه های زرّین خورشید
انگور شیرین محبت چیده
و از شرابش
تو را مست لذّت سازم
تا
قهقهه زنان با ستاره ها برقصی
و ماه را
به مهمانی فرا بخوانی
هرگز
هرگز نمیخواستم
غنچه خندان لبت را
اینچنین خزان زده ببینم
و ابرهای بی رحم اندوه
فضای مردمان چشمت را
چنین بارانی کند ،
ولی چاره چیست
سر آخر
دنیا یک روزی
آن روی پلیدش را نشان میداد
و شاید
آن زمان زنی نباشد که در اندوهت ببارد
و با نگاهی پر از حسرت و آرزو
دلش را
بدرقه راهت سازد...
#مهناز_الله_وردي_ميگونی
#کودکان_زلزله_زده_کرمانشاه_هنوز_

برچسب:
نویسنده: هیراد حکیمی