برچسب:
نویسنده: هیراد حکیمی

وقتی حرفاتو نفهمید ،سکوتت رو قطعن نمیفهمه .....
مهناز الله وردی


برچسب:
نویسنده: هیراد حکیمی
برچسب:
نویسنده: هیراد حکیمی
بار باران
ببار بر بام احساسم که دارد قلبم از بی مهری و بیداد این دنیاغریبانه تر و تنهاتر از خورشید میسوزدنگاهم منتظر مانده بشو آن را تو ای باران غباری از شک و تردیدبه روی مردم خوش باور چشم غمینم سا
برچسب:
نویسنده: هیراد حکیمی
پايان شهريور است،، برگريزان عاشقيست شرمنده ام كه ديگر بر درخت تبر خورده قلبم برگي نماندهتا تقديم قدمهايت كنم،،! بر آخرين آن نوشته بودم خيال گرم تابستانه ات زيباست ،،!!وقلب پاييز زده من نگران آمدن زم
برچسب:
نویسنده: هیراد حکیمی
برچسب:
نویسنده: هیراد حکیمی
u200d u200d u200d مهر و بی مهری ============و تو چقدر تنها بود دلتو سراسر خاموشو من چقدر شلوغ بود درونم پر از هیاهو ،،وقتی رفتی از پشت سر شانه های افتاده ی کودکی را دیدم که چه زود مرد شد تنهایی ات را دیدم و د
برچسب:
نویسنده: هیراد حکیمی
u200d علم کوه ==============دل سنگ علم کوه نرم می شدز شوق همنوردان در سحرگاه
گذارند گام های پر طنینیبسی آهسته و پیوسته در راه
تعجب کرد ابر از صولت مابر آمد از نهاد آسمان آه
هزاران دره در هر سوی خفتهدر ا
برچسب:
نویسنده: هیراد حکیمی
====================
زيباترين خطِ منحنيِ دنيا
لبخندِ زيباي تو
زيباترين غزل دنياي شاعريم
سرودن از غزال وحشي چشمانت
و زيباترين نقاشي
ترسيمِ گيسوان مواج توست ،،
جز با نفس تو
هرگز به ميهماني عشق نخواهم رف
برچسب:
نویسنده: هیراد حکیمی
=============
صبح می آید نفس هایش پر از آواز عشقبا صدای دلنواز بلبل طناز عشق
چشم ها را میگشایم رو به باغ زندگی برگ ریزان میشود در دفتر پر راز عشق
خش خش پاییز و گاه دلبری های ن
برچسب:
نویسنده: هیراد حکیمی
برچسب:
نویسنده: هیراد حکیمی
برچسب:
نویسنده: هیراد حکیمی
===============
کاش در دریای دل ها این همه طوفان نبود
کاش اين اشك چكيده در غم ياران نبود
مهربانی در بساط عشق ما گسترده بود قطره های روی گونه حاصل حرمان نبود
کاش آدم ها رها بودند از زنجیر و بندجای هر دلداده ای در گوشه ی زندان نبود
گر پرستوها نمی رفتند از روی درختدر هوای شهرمان ، دود اینچنين رقصان نبود
عاشقی گر یافتی باید غنیمت بشمریچونکه جز او در جهان ما دگر انسان نبود
همدلی گر پيشه ميكردند مردم در جهانهیچکس دنبال قرصِ کوچکی از نان نبود
کاش میشد عشق را تا مقصدش هموار کردیا که كشتي های ما در موج سرگردان نبود
هر كه پندارد به دنيا از همه عالم تر است كاش پيرامون ما خیل رجزخوانان نبود
#مهناز_الله_وردي_ميگوني
برچسبها: ای کاااش, غزل اجتماعی
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۶ساعت 8:59  توسط مهناز الله وردی میگونی
|
برچسب:
نویسنده: هیراد حکیمی
u200d ================
در حوالی دلِ من جز تو دیگر مرد نیستگونه های لاله گونت جای رنگ زرد نيست
تک سوار آرزوهايم ! فقط تو مانده اي سهم من از عشق تو که ناله ها و درد نيست
كاش من هم مرد باشم تا نبارم سيل اشك تازه زخم این گلويم داغ هست و سرد نيستدر غروب بی کسی های من و کنج اتاقروی عکس قاب کهنه جز غبار و گرد نیست
هق هق دلواپسی ها ، بالشم را خیس کردهیچکس با شانه ی لرزان من همدرد نیست
در دلم انگار جای هیچکس جز تو نبودقلب پاک من که جای هرزه ی ولگرد نيست
در هیاهوی غریب کوچه ی دلواپسیردِ پایِ آشنایِ عاشقِ شبگرد نیست
بارها با قلبِ مغرورت مدارا کرده امقلب من با آنکه شور عشق حاشا کرد نیست
شانه ی خود را بياور تا كه آرامم كنی گريه را من ميكنم ، گريه كه كار مرد نيست
#مهناز_الله_وردي_ميگوني برچسبها: هق هق دلواپسی, گریه مرد
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۶ساعت 21:26  توسط مهناز الله وردی میگونی
|
برچسب:
نویسنده: هیراد حکیمی
u200d=====================
نمانده به دل طاقت و صبر و تابنمانده برایم گریز از شراب
تو ای ماهِ کنعان شبهای تار چو خورشید بر ظلمتِ من بتاب
دلم پر شد از خلوت خاطراتنمانده به چشمم نه اشکی نه خواب
لبانم شد از تشنگی چاک چاکدویدم به سمت خیال سراب
تو را تا سحر ، اشک می بارم وچو مست شرابی که گردد خراب
تو که از غزالم غزل تر شدینگاهت شراب و لبت شعر ناب
من از سایه ی خویش تنهاترم در آغوشِ تنهایی من بخواب
#مهناز_الله_وردي_ميگونی
برچسبها: خیال سراب
+ نوشته شده در سه شنبه سوم بهمن ۱۳۹۶ساعت 1:21  توسط مهناز الله وردی میگونی
|
برچسب:
نویسنده: هیراد حکیمی